مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى

1263

طب اكبرى ( فارسى )

علاج : نخستين ، مسكّنات درد طلا نمايند و اين دوا نفع دارد : آرد ماش ، ده درم ؛ گل ارمنى ، سه درم و نيم ؛ صبر و زعفران و سك ، هريك درمى و نيم ، به آب باران و گلاب و اندك روغن گل يا سوسن بسرشند و طلا نمايند . و بعد از آنكه ماده از ريختن بر عصب بايستد ، چيزى كه درو ارخا و تحليل بود به كار برند تا ماده كه در آنجا باشد به تحليل رود . و آنچه بدين كار آيد ، تضميد خطمى و بنفشه و اكليل است و تدهين روغن نرگس و شبت و اقحوان . [ 1679 ] نهم ، آنكه واقع شود سقطه و ضربه بر مفصل و آن را سست كند و احداث وهن و وثى در آن نمايد . علاج : روغن گل بر مفصل مالند و آس باريك سائيده بر آن گذارند و به عصابه بربندند بستنى معتدل . و بدانند كه اليه كه به پارسى دنبه گويند و خرما هر دو كوفته يك جا برنهادن و بستن در اين باب نفع تمام دارد و ازالهء صلابت مفصل و اعيا و ماندگى مىنمايد . [ 1680 ] فايده : گاه باشد كه از سقطه و ضربه ، التوا و صلابت در عصب پديد آيد . علاج : هرچه مزيل التوا و مليّن صلابت بود ضماد نمايند ؛ چون [ مرهم ] داخليون يا مقل به آب گداخته يا بيخ خطمى و تخم مرو به ميفختج سرشته با اشق و قنه و فرفيون به دردى زيت ممزوج كرده هريك به حسب قوّت و ضعف صلابت به كار توان بست .